مزایده خاموش و کدو تنبل سرخ 🎃
من یک خانه متروکه را در یک مزایده خریدم. محلیها به من هشدار داده بودند که بعد از نیمهشب هرگز به پنجرههای طبقه دوم نگاه نکنم، اما من گوش نکردم.
دیشب دقیقاً ساعت ۱۲:۰۰ شب، کل محله در تاریکی مطلق فرو رفت. گوشی من آنتن خود را از دست داد و هوا به شدت سرد شد. به حیاط رفتم و به بالا نگاه کردم. از میان درختان تاریک، پنجرههای طبقه دوم خانه خالی من با نوری سرخرنگ، عمیق و مرموز میدرخشیدند.
با حس ترس و کنجکاوی وارد خانه شدم. تختههای چوبی کف زمین زیر پاهایم صدا میکردند. از پلهها بالا رفتم و درِ سنگین اتاق را باز کردم.
هیچ آتش یا شمعی در کار نبود. در مرکز اتاق تاریک، یک کدو تنبل بزرگ هالووین با لبخندی شیطانی قرار داشت. نور سرخ شدیدی از چشمهای توخالی آن به بیرون میتابید.
اما بخش ترسناک ماجرا این نبود. وقتی نزدیکتر شدم، فهمیدم نور داخل کدو تنبل شعله آتش نیست؛ بلکه یک لجر (کیف پول سختافزاری) معلق و درخشان بود که به سرعت در حال پاک کردن تراکنشها از یک ولت ناشناس بود! کنار آن نوشتهای خونی قرار داشت: «این لجر قبل از ایردراپ (Pumpkin Drop)، یک روح میخواهد.»
ناگهان دهان کدو تنبل بسته شد، نور سرخ خاموش شد و از پشت سر، دستی سرد شانهام را لمس کرد...
اگر شما این را در خانهتان پیدا میکردید چه میکردید؟ در کامنتها برام بنویسید! 👇
#PumpkinDrop #CryptoMystery #HalloweenStory #BinanceSquare #WriteToEarn